هلال ماه

«پرسیدم از هلال ماه، چرا قامتت خم است؟

آهی کشید و گفت که ماه محرم است

گفتم که چیست محرم؟ به ناله گفت:

ماه عزای اشرف اولاد آدم است...»

چقدر دلم گرفته است. امشب خاطرات زیادی بود که اشک و لبخند را باهم به یادم آورد و بر صورتم نقش زد... این ایام اما همیشه غم‌ها را حقیر می‌کند.

/ 7 نظر / 6 بازدید
رعنا

سلام زیبا بود امیدوارم با به یاد اوردن خاطراتتون فقط لبخند باشه که روی لبتون بیاد. برای منم دعا کنین[گل]

ایلیا

سلام داداش انشاا... کی میری ما رو هم فراموش نکنی التماس دعا داریم

نیما

سلام......جایی میخواین برین؟ببخشید فوزولی میکنما !کجا؟![چشمک] به نظر میاد کربلا بخواین برین

نیما

اگه واقعا اینطوره التماس دعا یادتون نره عاشقارو دعا کنین

نیما

سلام وبلاگ زیبایی دارید من قبلنا میومدم از طریق وب شما میرفتم یه وب دیگه...فکر میکنم تو لینکات نوشته بودی فرزانه...ولی حالا نیست من چیکار کنم؟[ناراحت][گریه]

نیما

راستی یادم رفت بگم که اینجا هم همیشه سر میزنم از مطالبت لذت میبرم ولی کامنت نمیذارم[لبخند]

نیما

راستی من با اون یکی نیما فرق دارما ...ما یکی نیستیم[چشمک]