برای جمعی که قرار بود گروه باشند...

استاد می گفت آدمی ظلوم جهول است. جاهل است به توان خودش. می پذیرد چیزی را که توانش را ندارد. بعد نیمه راه، بار را می گذارد زمین. یعنی ظلم می کند و آن را به جای خودش نمی نشاند.

این روزها خیلی به این قصه فکر کرده ام. اینکه چه راحت چنین می کنیم و حتی تلاشی برای آنکه ثابت کنیم در حد توان نگه داشته ایم نمی کنیم. اینکه حد توانمان محدود است چیزی است و راحت طلبی و کنج عافیت خواهی چیزی دیگر. گاهی بین این دو خلط می شود.

هرچند سخت، دوست دارم وقتی بارم را گذاشتم زمین، حداقل ببیند که دیگر توانی نمانده است. والا باز هم سعی می کردم...

/ 5 نظر / 8 بازدید
آرمان برتر

با سلام دوست عزیز ازفروشگاه آرمان برتردیدن فرمایید با استفاده از خرید اینترنتی در وقت خود صرفه جویی نمایید!!! بهترین ها را از ما بخواهید منتظر حضور شما درآرمان برتروخرید شما هستیم!!! http://hakhamanesh.shoperzfa.com باتشکر از خرید شما

رها ابدی

سلام. خسته نباشی.وبلاگ پر محتوا و قشنگی داری. به وبلاگ منم سری بزن و با دادن نظر یا پیشنهاد در جهت بهتر شدن مطالب وبلاگم بهم کمک کن.روز خوش

تیلدا

سلام دوست عزیز از سایت بیشه به این آدرس رسیدم. وبلاگ قشنگی داری. به خصوص مطلبی که در بخش «درباره وبلاگ» نوشتی رو پسندیدم. آرامش در حضور دیگران... راجع به مطلب این پستت هم باید بگم گاهی آدم اینقدر خسته است که یک کاه هم اضافه‌تر از توانش کوه می‌شه. بیا دعا کنیم ظرفیت‌ها بالاتر بره. شاد باشی

مرید

و توانمان بزرگتر از این دنیاست، چرا که علی(ع) گفت: تو خود دنیای پیچیده تری.

f

دوست خوبم وب بسیاری زیبایی داری اگه مایل بودی به وب من سر بزن وبا هم تبادل لینک کنیم